شنبه ۳ دسامبر ۲۰۱۱

آموزش و پرورش سازمانی مستقل


آموزش و پرورش کشور فنلاند سازمانی مستقل است و انتخابات و احزابِ سیاسی فاقد قدرت اجرایی و اعمال نفوذ در مسائل آموزشی و پرورشی اند. سال ها پیش معلم های مدرسه ای که در آن مشغول به تدریس هستم، دسته جمعی به یکی از شهرهای مرزی کشور فنلاند سفر کردند. حاصلِ این سفر پیدایشِ این نظرِ جمعی بود که « آموزش و پرورش باید نهادی مستقل شود و به وزیر و جانشین وزیر نیازی ندارد.» بی شک این تأمّل از آن جا پا گرفت که سیستمِ آموزشیِ کشور سوئد همیشه در معرضِ تغییرات و تحولاتی است که احزاب سیاسی با خود به همراه می آورند. این تغییرات و تحولات اغلب باعثِ فشارهای روحی و جسمی می شود. در این راستا وظیفه ی تدریس که تنها یکی از هزاران وظایفِ معلم است، از قِبلِ بلندپروازی های سیاستمداران و ناآگاهیِ سیاستمداران از علمِ پداگوژیک، دچار خدشه می گردد. هر حزب یا احزابی که اداره یِ کشور را در دست می گیرد بنا به ایدئولوژیِ خود در قوانین و مقرارات مدرسه دست می برد و در نتیجه انبوهی از وظایفِ تازه جلوی روی معلم ها می گذارد. انبوهیِ وظایف حاصلی ندارد، مگر کاستنِ ساعات تدریس که در نهایت و بیش از هر چیز به زیانِ دانش آموزان می انجامد. امّا آن چه اینجا حائز اهمیّت است دستگاهی است که تحملِّ انتقاد دارد. معلّم به راحتی می تواند اعتراض کند، به اتحادیه یِ معلمان رجوع کند و حرفش را بزند، بدون این که احساسِ خطر کند. مدرسه ها مرتب مورد بازید بازرسان قرار می گیرند. نتایج تحصیلی و امکانات آموزشی مورد بررسی قرار می گیرد. امکاناتِ ادامه تحصیلِ معلم ها و آشنا شدن با تحقیقاتِ آموزشی و علمیِ روزِ جهان فراهم می آید و بسیاری اقداماتِ ارزشمند دیگر که در نوعِ خود بی نظیر است.
با این مقدمه به معرفیِ یکی از مدارسِ مشهور سوئد به نامِ «لوندبِرگ»، که این روزها تییرِ بسیاری از روزنامه ها و مجلات را به خود اختصاص داده است، می پردازم. ویلیام اولسون بنیانگزارِ مدرسه شبانه روزی «لوندبِرگ»، در سالِ ۱٨۹۶ با این هدف که دولتمندانِ آینده یِ کشور را تعلیم دهد، مدرسه ای را تأسیس کرد که به یک شکنجه گاه شباهت دارد. در این مدرسه شکنجه گر و شکنجه شونده دانش آموزان هستند، امّا گویا قانون خشک و ناعادلانه یِ حاکم موردِ تأیید بسیاری از ثروتمندان و دولتمردانِ کشور است، زیرا که آن ها به فرستادنِ فرزندان خود به این مدرسه ادامه می دهند.
مدرسه یِ انگلیسی «ای تون» الگویِ مدرسه یِ «لوندبِرگ» بود. در سال های آخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بسیاری از کشورهای جهان از جمله انگلیس، آمریکا، هند و بعضی از کشورهای آفریقایی و استرالیا دست به تأسیسِ چنین مدارسی زدند. در این میانِ مدرسه هایِ انگلیسیِ «ای تون»، «هَرّرو» و « راگبی» جزءِ اولین مدرسه ها هستند. در این مدارسِ شاگردانِ مسنّ تر مسؤلیت تربیتِ شاگردانِ جوان تر را به عهده داشتند. کلیسا نقش مهمی داشت و پایه و اساسِ تعلیم و تربیت بر مسابقاتِ ورزشی پی ریزی می شد. شاگردان این مدارس عمدتأ از خانواده های ثروتمند و سرشناس بودند. به عبارت دیگر بورژوازی از سوئی و تنبهاتِ بدنی و روحی و روانی از سوی دیگر پایه های این مدارس شبانه روزی را تشکیل می داد. این مدارس با گذشت سال ها تغییر و تحول کرده است، امّا زیربنایِ اصلی آن ها کماکان همچنان دست نخورده مانده است. وطیفه یِ اصلی این مدارس همانندِ گذشته تربیت و تعلیمِ دولتمدانی و دانشمندانی است که به طبقه یِ مرفّه تعلق دارند.
همانطور که آمد شاگردان مسنّ تر (و پرنفوذتر) وظیفه یِ تربیتِ دانش آموزانِ جوان تر (ضعیف تر) را به عهده دارند. در زبانِ سوئدی به دانش آموزانِ قوی و حاکم/مربی «ترومن» گفته می شود. و سایرِ دانش آموزان«تَرم یا تَرم لود» نام دارند. در زبان انگلیسی واژه های مختلفی برای «ترومن» به کار رگفته می شود، از جمله: «پرفکت، مونیتور، هاوس کاپیتان و فاگ ماستر» و «تَرم یا تَرم لود» یعنی شاگردانی که باید ادب شوند «فاگ» نامیده می شود.
زیربنایِ فکری بانیان و اولیاءِ مدرسه «لوندبِرگ» با مدرسه یِ «ای تون» بسیار همخوانی دارد. طبقِ پژوهشاتِ کریستین هِوارد در هر دو مدرسه خشونت هایِ روحی و جسمی رایج است. هدف این است که قوی تر ها شناخته شده و برای اهداف بزرگ انتخاب شوند و ضعیف تر ها از رده خارج.
سال ها بعد و با گذشت زمان سوء استفاده از قدرت موردِ توجهِ بعضی از معلم ها قرار گرفت. از میان معلم هایی که صدایشان را علیه خشونت بالا بردند، باید از اریک یوهانسون و مارتین لیندستروم (۱۹٨۶ - ۱۹۵۵) نام برد. اعتراضِ آن ها بیشتر به کتک خوردن شاگردان ضیعف توسطِ شاگردانِ قوی بود. در قرن بیستم دامنه یِ اعتراضات گسترده تر شد و دانش آموزان نیز جرأتِ حرف زدن پیدا کردند. تعدادی از شاگردانِ با بی احترامی کردن به تصویرِ مدیرِ سابقِ مدرسه خشمِ خود را نسبت به اعمالی خشونت ابراز کردند. از سال دوهزار میلادی انجمن خانه و مدرسه نیز با درخواست رفرم واردِ عمل شده است. در هفته یِ گذشته پدر و مادر یکی از دانش آموزان مدرسه را متهم به آزار و اذیتِ فرزند خود کردند. بازتابِ گفته هایِ این پدر و مادر در رسانه های گروهی بحثِ دامنه داری را به وجود آورده است.
امّا اگر از مدارس شیانه روزی ای از این قبیل بگذریم، اذیت و آزار دانش آموز توسط همکلاسی یا دانش آموزان دیگر در تمامِ مدرسه های جهان امری متداوم است. کشفِ ستمی که دانش آموزان بر هم روا می دارند، یکی از مشکل ترین وطایف معلم و مدرسه است، بخصوص امروزه که بسیاری از این اذیت و آزارها به برکتِ اینترنت و تلفن های موبایل شکلی بسیار پیچیده به خود گرفته است. از این رو لازم است که جامعه بشری یک بار دیگر وظیفه ی معلم و مدرسه را مورد بررسی و پژوهش قرار دهد، با این پرسش که: آیا وقت آن نرسیده است که ما شانه هایِ سنگینِ معلّم را از بارِ اضافه سبک کنیم؟
دسامبر دوهزار و یازده/استکهلم

------------------------------------------
مرجع: دکتر پتر ساندگِرن؛ مقاله یِ «مدرسه شبانه روزی دولتمندان را می پرورد»

اسامی و واژه ها به لاتین:
Petter Sandgren- Eton – Lundberg- troman – tarm- tarmludd- fag- Prefect – Monitor – House Capatin- Fag master – Christine Hellward – Erik Johansson – Martin Lindström -

: خرحمالی، سخت کوشی Fag
: مبصر، آگاهی دهنده Monitor
: رودهtarm
: پُرزِ جداره یِ رودهtarmludd